مدیریت



روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی!و سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی!

پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد:
اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم
بهترین غذای جهان
را می دهد .
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی
بهترین خوابگاه جهان
است .
و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت
بهترین خانه های جهان

مال توست .



شعری از مرحوم مهندس مجتبی کاشانی با عنوان " مدرسه عشق " به نظر من این شعر زیبا ، ارزش چند بار خواندن را دارد
 
در مجالی که برایم باقیست باز همراه شما مدرسه ای می سازیم

که در آن همواره اول صبح به زبانی ساده  مهر تدریس کنند،                   
و بگویند خدا خالق زیبایی و سراینده عشق آفریننده ماست.
مهربانیست که ما را به نکویی ، دانایی ، زیبایی و به خود می خواند
جنتی دارد نزدیک، زیبا و بزرگ / دوزخی دارد- به گمانم کوچک و بعید
در پی سودا نیست که ببخشد ما را و بفهماندمان ،
ترس ما بیرون از دایره رحمت اوست
در مجالی که برایم باقیست باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که خرد را با عشق ، علم را با احساس
و ریاضی را با شعر ، دین را با عرفان
همه را با تشویق تدریس کنند

لای انگشت کسی قلمی نگذارند
و نخوانند کسی را حیوان و نگویند کسی را کودن
و معلم هر روز روح را حاضر و غایب بکند
و به جز ایمانش هیچکس چیزی را حفظ نباید بکند
مغزها پرنشود چون انبار ، قلب خالی نشود از احساس
درس هایی بدهند که به جای مغز، دلها را تسخیر کند.
از کتاب تاریخ جنگ را بردارند
در کلاس انشاء هر کسی حرف دلش را بزند
«غیرممکن» را از خاطره ها محو کنند
تا، کسی بعد از این باز همواره نگوید: «هرگز»
و به آسانی همرنگ جماعت نشود.
زنگ نقاشی تکرار شود ، رنگ را در پائیز تعلیم دهند
قطره را در باران ، موج را در ساحل
زندگی را در رفتن و برگشتن از قله کوه
و عبادت را در خدمت خلق
کار را در کندو و طبیعت را در جنگل و دشت.
مشق شب این باشدکه شبی چندین بار
همه تکرار کنیم: عدل ، آزادی ، قانون ، شادی...
امتحانی بشود که بسنجد ما را
تا بفهمند چقدر عاشق و آگه و آدم شده ایم
در مجالی که برایم باقیست باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که در آن آخر وقت به زبانی ساده شعر تدریس کنند
و بگویند که تا فردا صبح خالق عشق نگهدار شما.

ویژگی های سنی دوره دوم ابتدائی: 9 تا 12 سالگی

خصوصیات بدنی

1. در رشد بیشتر دختران و آن عده از پسرانی که بلوغ را زودتر آغاز کرده اند، جهشی دیده می شود(شاتل وورث1939). دختران بین سنین یازده تا چهارده سالگی، به طور متوسط بلند تر و سنگین تر پسرهای همسن خود هستند (اولسون و هیوز 1950)

2. غالب دختر ها به بلوغ جنسی می رسند. خصوصیات ثانوی جنسی تدریجاً ظاهر می شود. توجه و کنجکاوی در مورد جنسیت، مخصوصاً در بین دختر ها، تقریباً همگانی است.

3. هماهنگی های ظریف حرکتی بسیار خوب است، بنابر این، کار کردن با اشیا کوچک برای بیشتر کودکان آسان و لذت بخش است. در نتیجه، هنر ها، کارهای دستی و موسیقی مورد توجه آنها قرار می گیرد.

4. رشد استخوانها هنوز کامل نیست و از این رو، استخوانها و رباطهای کودک تحمل فشار زیاد را ندارند.

اگر متوجه شدید که پسرها به زورآزمایی سختی مشغولند( مانند مشت زدن به بازو های یکدیگر تا وقتی یکی از آنها از تلافی کردن عاجز شود)، پیشنهاد کنید که به رقابتهایی بپردازند که متضمن مهارتهای هماهنگ است. در بازی های گروهی نیز پیشنهاد کنید که نقشهای خسته کننده، مثل نقش هافبک در فوتبال، نوبتی باشد.

5. پسر ها قدرت و تحمل زیادی پیدا می کنند و از بازی های خشن چنان لذت می برند که اغلب به خود صدمه می زنند.

احتمالاً بهتر است بازی های خشنی چون مشت زدن و هل دادن را تا حدی که دو طرف بیش از حد هیجانی نشوند و کنترل خود را از دست ندهند و یا باعث به هم خوردن نظم مدرسه نشوند، ندیده بگیریم. به هر حال، این تمایل به نمایش "مردانگی" ممکن است پسر ها را به فعالیت های بسیار خطرناکی سوق دهد. اگر فقط به پسر ها بگویید که این کارها را نکنید، به احتمال زیاد در خارج از مدرسه به آن دست خواهند زد. بنابراین، بهتر است توضیح دهید که چرا این اعمال خطرناک و احمقانه است- مثلاً اینکه ممکن است به آسیبی دائمی از جمله ضایعه مغزی دچار شوند و پسر ها را تشویق کنید که مردانگی خود را در بازی و ورزش نشان دهند.

خصوصیات اجتماعی

1. گروه همسالان تدریجا مقتدر می شود و به عنوان منبع اصلی استانداردهای رفتاری و تشخیص پیشرفت جانشین بزرگسالان می شود.

در خلال سالهای اول مدرسه، والدین و معلمان استانداردهای رفتار را مشخص می کنند و کودکان سعی دارند با آنها زندگی کنند. ولی در پایان دوره ابتدائی، تحت تاثیر قرار دادن دوستانشان مهمتر از خشنود کردن معلم می شود. متأستفانه، بعضی از کودکان، مخصوصاً پسرها، ممکن است سعی کنند از طریق بی توجهی و یا مخالفت آشکار با معلم دوستانشان راتحت تاثیر قرار دهند.

2. علایق دختر ها و پسر ها، به تدریج تفاوت بیشتری پیدا می کند.نزاع بین دو جنس احتمالاً به صورت توهین به یکدیگر، رقابتهای درسی، ورزشی و غیره در می آید.

این  خصومتها  احتمالاً از تشخیص در حال رشد کودک از نقشهای متفاوتی که جامعه برای پسر و دختر تعیین کرده است ناشی می شود. پسر ها احتمالاً بیشتر به انتقاد از دختر ها می پردازند، زیرا دختر ها از نظر بدنی و تحصیلی از آنها برترند. بهتر است از مقایسه آشکار پسرها و دخترها اجتناب شود.

3. بازیهای گروهی مورد توجه قرار می گیرد و روحیه کلاسی قویتر می شود.

چون فعالیتهای کوچک تیمی و سرگرمی های منظم شبیه به آن ممکن است بیشتر وقت آزاد شاگردان را بگیرد، می توانید بازی های غیر رسمی با عضویت نوبتی را تشویق کنید. با این حال گاهی متوجه می شوید که روحیه تیمی شاگردان شما طوری است که مجبورید اعضای تیم را ثابت نگه دارید.

4. شیدایی و قهرمان پرستی در این سن معمول است. گاهی معلم کلاس بت شاگردان است و فوتبال، تلویزیون، نوارها و هنر پیشه های سینما مورد پرستش قرار می گیرند.

گاهی لازم است تب و تاب کودکی را که شما را پرستش می کند به ملایمت فرو نشانید. شیوه ساده ولی موثر این کار این است که خاطر نشان کنید که شوهر، همسر و یا نامزد دارید. به هر حال، به خاطر داشته باشید که صرف نظر از تصمیم شما، شاگرد  احتمالاً در مورد احساسش کاملاً جدی است و بنابراین، مسخره کردن و یا حتی به شوخی گرفتن وی غیر عاقلانه است.

خصوصیات عاطفی

1. تضاد بین مقررات گروهی و قوانین اجتماعی ممکن است ایجاد اشکال کند و برای مثال به بزهکاری نوجوانان بینجامد.

اگر در کلاسهای درس خود کنترلی منصفانه و بدون تبعیض برقرار کنید، معمولاً تصادمات بین استانداردهای متضاد رفتاری قابل اجتناب می شود. تشویق دانش آموزان به ارائه پیشنهادهایی درباره مقررات اخراج از کلاس راهی برای زسیدن به چنین توافقی است.

اگر علی رغم کوشش شما، مشکلات دشواری پیش آمد، دانستن این نکته که شرح حالهای فردی نشان می دهد که "بزهکاران حرفه ای" غالباً اولین بزهکاری خود را در این سن انجام می دهند و انگیزه عمومی برای انجام دادن آن مورد تأیید قرار گرفتن همکلاسان است، برای شما مفید خواهد بود.از لحاظ نظری، اگر در کلاس به این گونه کودکان فرصت ابراز وجود داده شود، نیاز آنها در بدست گرفتن امور کلاس از بین می رود. اگر چه جلوگیری و محدود کردن بزهکاری به هنگام گسترش معمولاً آسان نیست، لااقل بهتر است این شیوه را امتحان کنید.

2. کودکان این سن قادرند نسبی بودن موقیعتها را در نظر بگیرند و بپذیرند که قوانین و مقررات، مطلق نیستند، بلکه سلسله اعمالی پیشنهادی هستند. به زبان پیاژه، کودکان این سن در مرحله نسبی گرایی اخلاقی قرار دارند.

خصوصیات ذهنی

1. کودکان دوره دوم ابتدایی تقریباً درباره همه چیز کنجکاو هستند. اگر در میان اشیای زیادی قرار بگیرند، سریعاً از یک شیء به شیء دیگر توجه می کنند.

واضح است که کنجکاوی سرمایه کودک است و از آن باید به بهترین وجهی استفاده شود. به جای عرضه کردن جوابها به کودکان، آنها را تشویق کنید که پاسخها را خودشان پیدا کنند، اما به خاطر داشته باشید که زیاده روی در این کار صحیح نیست. غافلگیر کردن کودک که "چرا خودت جواب را پیدا نمی کنی؟" بعضی اوقات علاقه را در وی می کشد.

2. بسیاری از کودکان دوره دوم ابتدایی برای خود استانداردهای بسیار بالایی تعیین می کنند و به کمال گرایی تمایل دارند. در بسیاری از موارد، ناتوانی در رسیدن به این استانداردها باعث احساس حقارت و گناه در کودک می شود.

3. کودکان دوره دوم ابتدایی می خواهند بیشتر مستقل باشند، ولی در عین حال به راهنمایی و پشتیبانی بزرگسالان نیاز دارند و خواستار آن اند. این دمدمی مزاجی می تواند به رفتار غیر منظم، غیر قابل پیش بینی یا نامناسبی  بیانجامد و تحلیل را دشوار کند.

تنها کاری که در مقابل رفتار معقول و غیر معقول کودک می توانید انجام دهید این است که تا حد ممکن صبور و بصیر باشید.

نکات سودمند جهت استفاده معلمان و دبیران محترم

1 - خودتان را معرفی کنید و انتظار خود را از دانش آموزان به صراحت بیان کنید .
2 -
هر چه سریعتر نام دانش آموزان خود را یاد بگیرید و کمک کنید که با همدیگر آشنا شوید .
3 -
برنامه تدریس خود را برای دانش آموزان طرح کنید و مطمئن شوید که آنها روش ارزشیابی شما را می دانند .
4 -
شیوه هایی برای جلب توجه دانش آموزان در نظر داشته باشید .
5 -
برای هر کسی که حرف شما را قطع می کند کاری آماده داشته باشید . ( مانند سوال )
6 -
هنگام سوال کردن از دانش آموزان ، آنها را با نام صدا کنید .
7 -
هر رفتار خوب را بلافاصله با یک واکنش مثبت پاسخ دهید .
8 -
قبل از اینکه بی نظمی جزئی تبدیل به یک جرم شود ، به آن رسیدگی کنید . ( حتی الامکان به صورت خصوصی )
9 - برنامه درسی روز خود را روی تخته بنویسید .
10 -
در حالی که پشت به شاگردان در حال نوشتن روی تخته هستید ، با آنها صحبت نکنید .
11 -
دانش آموزانی را که ممکن است قربانی بی عدالتی شده باشند ، دریابید .
12 -
هنگامی که اوراق تصحیح شده را به دانش آموزان برمی گردانید ، مواظب احساسات آنها باشید .
13 -
تصمیم بگیرید چه چیزهایی را به صورت انفرادی و چه چیزهایی را به صورت گروهی مطرح کنید .
14 -
همیشه درس خود را با ایراد نکات مهم شروع و ختم کنید .
15 -
به شاگردان القاء کنید که نظرات و ایده های آنان ارزنده است .
16 -
برای دریافت بازخورد بیشتر ، بعضی وقتها ، از دانش آموزان بخواهید ورقه یکدیگر را تصحیح کنند .
17 -
برای نمره دهی ، ضابطه ای در اختیار شاگردان قرار بگذارید که برای آنها قابل فهم باشد .
18 -
در موقعیت های مناسب به موضوعات و مطالب غیر درسی بپردازید .
19 -
در صورت مشاهده تقلب در سر جلسه امتحان ، خیلی سریع ولی بدون سر و صدا اقدام کنید .
20 -
با دانش آموزانی که تحت تاثیر فشار امتحان قرار می گیرند با ملایمت رفتار و به آنها کمک کنید .
21 -
در طول سال ، یادداشت های دقیقی در مورد پیشرفت دانش آموزان تهیه کنید .
22 -
برای حریم شخصی دانش آموزان احترام قائل شوید .
23 -
جزواتی تهیه کنید که برای مطالعه شب امتحان و یا دانش آموزان غائب سودمند  باشد .
24 -
به دانش آموزان تکالیفی دهید تا  آنان برای انجام این تکالیف ، وادار به تحقیق و پژوهش شوند .
25 -
ترجیحا بیشتر بین گروهها رقابت برقرار کنید تا بین افراد .
26 -
دانش آموزان رابه خلاصه نویسی و به کارگیری آن تشویق کنید .
27 -
پاسخهای نادرست دانش آموزان را تحقیر نکنید .
28 -
سعی کنید به دانش آموزانی که مشکل اعتماد به نفس دارند تکالیفی دهید که از عهده ی انجام آن برآیند .
29 -
به دانش آموزان کمک کنید احساسات خود را با دیگران در میان بگذارند .
30 -
برای افزایش کیفیت کار خود همیشه در حال مطالعه و ارتقاء معلومات خود باشید .

 

  

معلمان خوب:

ـ هدف دارند

ـ منتظر موفقیت همه دانش آموزان هستند

ـ تحمل ابهام را دارند

ـ برای ارضای نیازهای بچه‌ها تمایل به تغییر و هماهنگی دارند

ـ به کارشان فکر می‌کنند

ـ از مدلهای مختلف یاد می‌گیرند

ـ از کار و شاگردانشان لذت می‌برند

معلمان خوب هدف دارند

شما نمی توانید به معنای کلی خوب باشید، بلکه باید در چیزی یا کاری خوب باشید. به عنوان معلم معنایش این است که بدانید دانش آموزانتان چه انتظاری دارند، و برای رسیدن به این انتظارات برنامه ریزی کنید، شما هم درباره آنچه در کلاستان رخ می‌دهد، بر پایه اهدافی که می‌خواهید به آنها برسید، انتظاراتی دارید. اگر می‌خواهید بچه‌ها را برای اشتغال آماده کنید، از آنها وقت شناسی و توجه خوب انتظار دارید. اگر در یک کلاس کنکور تدریس می‌کنید، به توضیح شکل تست و کمک به بهبود مهارتهای امتحان دادن بچه‌ها وقت می‌گذرانید و اگر می‌خواهید شاگردانتان در خواندن کتاب بهتر و جدی تر بشوند باید در کلاس وقتی برای خواندن و منابع و کتابهای لازم اختصاص بدهید.

معلمان خوب منتظر موفقیت همه دانش آموزان هستند

این پارادوکس بزرگ تدریس است. اگر ما خودارزیابی مان را کاملاً بر پایه موفقیت شاگردانمان قرار بدهیم، حتماً ناامید خواهیم شد. در همه سطوح، به خصوص در آموزش بزرگسالان، فاکتورهای زیادی در زندگی دانش آموزان وجود دارد که نمی گذارد معلم موفقیت همه را تضمین کند. در عین حال، اگر ما با دیدگاهی جبری، دانش آموزانمان را به رفتار "دست من که نیست" واگذار کنیم، بچه‌ها بی تعهدی ما را حس می‌کنند و ناامید می‌شوند. ولی ما می‌توانیم با یک سوال ساده محیط شادی را درست کنیم: آیا من همه کارهایی را که می‌توانستم در این کلاس، در این زمان، برای رسیدن به نیازهای همه بچه ها، برای رسیدن به همه موفقیت ممکن انجام بدهم، انجام داده ام؟ تا وقتی می‌توانید بگویید "بله" ، شما محیط موفقیت را فراهم کرده اید.

معلمان خوب می‌توانند با ابهام کنار بیایند

یکی از بزرگترین چالش های تدریس از نبود بازخورد آنی و دقیق سرچشمه می‌گیرد. دانش آموزی که امروز در حال سر تکان دادن و زیرلب زمزمه کردن درس جبر از کلاس می‌رود، ممکن است فردا بگوید که موفقیت عالی ای در ریاضی به دست آورده و از درس دیروزتان تشکر کند. راهی برای پیش بینی دقیق نتایج بلند مدت کارمان وجود ندارد. اما گر ما در انتخاب استراتژی و محتوا هدف داشته باشد، و سعی در موفقیت همه دانش آموزان بکنیم کمتر دچار غافلگیری خواهیم شد و به جای آن، روی چیزهایی که می‌توانیم کنترل کنیم تمرکز خواهیم کرد و اعتماد خواهیم داشت که آمادگی با فکر و تأمل احتمالاً نتایج خوبی خواهد داشت نه نتایج بد.

معلمان خوب برای رسیدن به نیازهای بچه‌ها تغییر می‌کنند و منطبق می‌شوند

آیا واقعاً می‌توانیم ادعا کنیم در کلاس جغرافی درس داده ایم، در حالیکه هیچ کس مفاهیم تدریس ما را نفهمیده است؟ اگر هیچ کدام از دانش آموزانمان بیرون از کلاس کتاب به دست نگیرد، آیا ما واقعاً به آنها خواننده خوب بودن را آموخته ایم؟ ما اغلب به این جنبه‌ها فکر نمی کنیم اما آنها در قلب تدریس مؤثر جا دارند. یک طرح درس عالی و یک درس عالی دو موضوع کلاً متفاوت هستند؛ وقتی یکی از آنها در پی دیگری اتفاق می‌افتد خیلی خوب است، اما همه می‌دانیم که این اتفاق هر روزی نیست. ما به بچه‌ها درس می‌دهیم که یاد بگیرند و وقتی یاد نمی گیرند، باید استراتژی های تازه ایجاد کنیم، به راه های تازه فکر کنیم، و کلاً هر کاری که بتوانیم برای زنده کردن فرآیند یادگیری انجام دهیم. داشتن متدولوژی خوب، عالی است اما بهتر است بچه هایی داشته باشیم که در یادگیری خوب، شرکت می‌کنند.

معلمان خوب متفکر هستند

این ویژگی شاید تنها خصوصیت مطمئن و مطلق تمام معلم های خوب است چون که بدون آن هیچ کدام از ویژگی هایی که گفتیم به رشد و بلوغ نمی رسد. معلم های خوب به طور عادی به کلاس شان، دانش آموزانشان، روش هایشان و محتوای تدریسشان فکر می‌کنند. آنها مقایسه می‌کنند و در تضاد بررسی می‌کنند، تمایزها و تشابه‌ها را ترمیم می‌کنند، دوره می‌کنند، حذف می‌کنند و ذخیره می‌کنند. عدم موفقیت در مشاهده آنچه در کلاس رخ می‌دهد ما را از تدریس و فرآیند یادگیری جدا می‌کند و اگر خودمان جدا باشیم، چطور می‌توانیم ارتباط پدید بیاوریم؟

معلمان خوب از کارشان و دانش آموزانشان لذت می‌برند

این نکته بدیهی به نظر می‌رسد، اما به همین سادگی هم فراموش می‌شود. معلمانی که از کار و بچه‌ها لذت می‌برند با انگیزه اند، انرژی دارند و خلاق هستند. در نقطه مقابل لذت، بی حوصلگی است؛ وضعیتی که هیچ کس در آن جرقه ای از علاقه نمی یابد. توجه داشته باشید که لذت بردن از کار و لذت بردن از دانش آموزان دو چیز جداگانه است. تمرکز زیاد بر روی محتوا ممکن است به بچه‌ها حس بی ارتباطی، سوء تفاهیم یا جاماندگی بدهد. توجه بیش از حد روی دانش آموزان، بدون توجه به محتوا، باعث می‌شود دانش آموزان حس خوب و مفهوم شدن داشته باشند اما ممکن است کمکی به آنها در کسب اهداف آموزشی با سرعت مناسب نکند. به دست آوردن تعادل بین این دو نقطه حدی به زمان و توجه نیاز دارد و باید با دقت مشاده کنید با دقت ارزیابی کنید و روی یافته هایتان کار کنید. میل دارم با شعری از لائوتسه، حکیم چینی و صاحب کتاب تائوته چینگ نتیجه گیری کنم. من در تمام این سالها نسخه ای از آن را همراه خودم داشته ام و پیام آن را هم مفید و هم چالش برانگیز یافته ام. این شعر به ما یادآوری می‌کند که تدریس خوب وضعیتی ثابت و ایستا نیست بلکه فرآیندی دائمی است. ما هر روز برای معلم بهتر شدن فرصت داریم و معلم خوب آن کسی است که فرصت‌ها را از دست نداده است.

   


تعداد بازدید : 2835